السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
64
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
سابق ادعا كند كه گنج مال مورث من بوده وبإرث مشترك است ما بين من وساير ورنة پس هر گاه سايرين تصديق أو كنند باز بدون بينه مال آنهاست ما بين خودشان كما فرض الله قسمت كنند وهر گاه سايرين تصديق مدعي نكنند سهم مدعي را باو رد كند وباقي آن مال يابنده است وخمس باقي بر اوست وشرط است در تعلق خمس بگنج كه قيمت آن بحد نصاب كه بيست دينار است رسيده باشد ( مسألة 14 ) اگر گنج را بيايد در زمينى كه در اجاره يا عارية ديگر است واجب است آن را به پرسد از هر يك از مالك ومستاجر يا مستعير پس هر گاه هيچ كدام آن را نشناسند آن گنج از يابنده است واگر يك كدام ادعا كند آنرا بدون بينه باو رد كند واگر مالك با مستأجر يا بامستعير هو دو ادعا ونزاع كنند پس تقدم قول مالك بي وجه نيست بسبب أقوى بودن يد اولكن أوجه آنست كه مقامات مختلف است ويد هر كدام كه در اماره ملكيت أقوى است مقدم است ( مسألة 15 ) هر گاه يابنده گنج بداند اجمالا كه آن گنج مال مسلمى است كه خود ياوراث أو زنده است اما نشناسد أو را ونه وارث أو را پس در اجراء حكم گنج يا مجهول المالك بر آن اشكال است بلى اگر بداند كه در قديم ملك مسلمى بوده ظاهر اجراء حكم گنج است بر آن ( مسألة 16 ) اگر گنج هاي متعددة بيابد پس هر كدام كه بحد نصاب رسيده است خمس آن را بايد بدهد وهر گاه جدا جدا بحد نصاب نباشد ولكن مجموع بحدنصاب است خمس در آن واجب نيست بلى هر گاه در يك گنج چند ظرف پيدا شود كه مجموع يك گنج محسوب باشد اعتبار ببلوغ مجموع آنست بحد نصاب اگر چه أجناس آن متعدد باشد ( مسألة 17 ) يك گنج را هر گاه بتدريج بيرون آورد پس اگر مجموع آن بقدر نصاب است كافى است در وجوب خمس اگر چه آنچه در هر مرتبه بيرون مىآورد بحد نصاب نباشد ( مسألة 18 ) اگر حيواني يا ما هي را خريد ودر شكم آن جوهري در امد پس در حكم گنجى است كه بيابد در زمينى كه خريده باشد از حيث وجوب تعريف آن از بايع ودر وجوب خمس هر گاه بايع آن را نشناسد لكن معتبر نيست در آن بلوغ نصاب ( مسألة 19 ) نصابيكه در گنج ذكر شد بعد از اخراج مؤنه بيرون آوردن آن است ( مسألة 20 ) اگر جماعتى در بيرون آوردن گنج شريك باشند در وجوب خمس آن ظاهر كفايت بلوغ مجموع آن است بحد نصاب " چهارم " آنچه از دريا بفرورفتن زير آب بيرون آورد از جواهرات مثل لؤلؤ ومرجان ونحوانها چه از معدنيات دريا